خرید بک لینک

دلم برايت تنگ شده . شديدا و زياد و اين خيلي مسخره است كه حتي نميتوانم حالت را بپرسم.

شايد درست همين باشد كه از هم در بي خبري محض باشيم.

اما نميداني چقدر بعضي وقت ها از خواستن و نبودن ات كلافه ميشوم. ديشب از ان وقت ها بود. مثل هر شب فيلم ميديدم و بازيگر نقش اول نگاهي، عجيب شبيه نگاهاي تو داشت. و فقط همين! تا صبح فقط چند ساعت خوابيدم اما از لحظه ي خوابيدنم تا صبح كه بيدار شدم خواب ات را ميديم. شيرين بود. خواب را دقيقا خاطرم نيست. اما اينكه تو بودي را چرا. قلبم مثل تمام وقت هايي كه كنارم بودي آرام بود و خنك.

صبح كه بيدار شدم با روز هاي ديگر فرق داشت. نميخواستم روز شروع شود نميخواستم كنار بيايم كه خواب بود، كه در واقعيت چقدر دوري ... كه چقدر اوضاع مزخرف است.

دلم ميخواست ميتوانستم در گوگل جوستوجويت كنم دلم ميخواست چيزي از تو پيدا ميكردم و در آغوش ميگرفتم.

هيچ نداشتم.

از روي كنجكاوي فايل هاي قديمي كامپيوتر را جستوجو كردم فولدر آهنگ هايي برايم فرستاده بودي را پيدا كردم چقدر عجيب بود كه همه را جدا از آهنگ هاي ديگر نگه داشته بودم.

همه را با حرف هايي كه قبل و بعدش گفته بودي به ياد داشتم.

و چقدر En cambio no حرف هايي بود كه آن لحظه در دلم بود...

و چقدر always you مرا به جاهاي عجيبي ميبرد..

بار اول كه مدت ها از هم بي خبر بوديم هميشه شك داشتم كه اين آهنگ را از تو گرفته ام يا نه

و هميشه تو را ياد من مي انداخت ( جمله اخرش ..).

امسال يكي از شب هايي كه با هم بوديم موقع رانندگي اين آهنگ رو (اتفاقي؟)با هم گوش داديم، روح من داشت از لذت زياد پرواز ميكرد !

لذت اينكه چقققققققدر قبل تر، با اين اهـنگ خواسته بودمت و نبودي و حالا كنارم بودي....!

لذت هاي اين چنيني در بودن هاي با تو كم نبود.. برف اول پاييز.. آن شب كه برف را از موهايم تكاندي آن شب كه دلم ميخواست ببوسمت..

يا آن شب كه از قصد يادت نينداختم وسايلت پيش من جا مانده اما بعد دلم نيامد و زنگ زدم ...

شيشه را كه پايين دادي بوي ادكلت پخش شد توي صورتم.

انگار كه قلبم كنده شد. انگار كه در بهترين لحظات عمرم زندگي ميكردم

بيشتر از هميشه نميخواستم بروي. بيشتر از هميشه ميخواستم ببوسمت.

برچسب: نویسنده: طاها باقریان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 15:52

صفحه بندی