La vie en rose

متن مرتبط با «رويا» در سایت La vie en rose نوشته شده است

رويا

  • نیلوبلاگ

    در خوابم بودی؛ روشن و شفاف. و فضا، اتاق کوچک و تاريک ات بود. و زمستان بود. من پله های خانه تان را بالا میآيم و فقط پاهايم با جورابهای سفيد کلفت در تصوير مشخص است. تو پشت کامپيوترت نشسته ای. به تو میرسم و دستهايم را از پشت سرت حلقه میکنم دور گردن ات. و فقط تو در تصوير پيدايی و دستهای من و حالا لبهايم که روی پوست گردنت نشسته. چشمانت مهربان میشوند. و من خيلی وقت است چشمانمهربانت را نديده ام. رؤياهايم را دوست دارم. زياد نيستند اما اغلب پر از تصويرند. و صبح هايی را که نمیخواهم تصويرهای ذهنی ام را از دست بدهم زياد دوست دارم. صبح هايی که کندن از تختخواب برايم سخت است. مثل امروز. سؤال اينکه: وسط اين ه...

    ادامه مطلب