La vie en rose

متن مرتبط با «نگاه» در سایت La vie en rose نوشته شده است

قصه ام را براي خودم نگاه ميدارم ،، تو را براي تو ✨

  • نیلوبلاگ

    امروز دانشگاه ديدم ات. برايم عجيب بود كه سلام كردي!! حقيقتا كل مسير را شوكه بودم.گمان ميكردم ديگر هيچوقت نميخواهي با من رو به رو شوي كه مجبور به سلام كردن باشي. نميداني در دلم چه شوقي بود از اينكه در مقابلم ايستاده بودي ...از اينكه از من فرار نميكردي! با اين همه سعي كردم خودم را بي تفاوت و سرد نشان دهم.. تمام آن روز با فكرهاي سردرگم درباره ي تو گذشت.. تمام روز به اين فكر ميكردم كه تو عجيب ترين شخصي هستي كه در زندگي ديده ام و اين را همان روز اول كه ديدم ات متوجه شده بودم. راستش را بخواهي اين روزها روزهايي خوبي نيستند اما به طرز عجيبي قدرت اين را پيدا كرده ام كه در برابر مسائل صبور و آرام باشم. ...

    ادامه مطلب
  • نگاه

  • نیلوبلاگ

    گاها كه در خيالات و فكرهايم غرق ميشوم حافظه ام به طرز عجيبي غافلگيرم ميكند.چيزهاي عجيبي به يادم مي آيند.چيز هايي كه شايد نبايد،چيزهايي كه شك ميكنم وجود داشتند يا ساخته ذهن خودم هستند. چه بسيار شب هايي كه حتي با به ياد اوردن يه كلمه!فقط يك كلمه تا صبح به گريه گذشته اند. حافظه آدم چيز شگفت انگيزيست .مخصوصا اگر تحت تاثير برخي چيزها مثل هوش يا مثل احساساتِ شديد تقويت شده باشد. احساسات شديد باعث ميشود هر روز حافظه ات در حال كار كردن باشد.از صبح كه بيدار ميشوي ساعتت را نگاه ميكني تا همان لحظه هاي آخر شب كه فكر هايت كم كم توي هم فيد ميشوند و ميفهمي كه دارد خوابت ميبرد. و خب امروز سالگرد همان روزيست...

    ادامه مطلب